گزیدهی کتاب دیدار با ذبیحالله منصوری
چهارشنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۰، ۱۲:۳۶ ق.ظ
گزیدهی کتاب «دیدار با ذبیحالله منصوری»
نوشتهی «اسماعیل جمشیدی»
نشر «زرین»
پیشنوشت: تا حالا حتی یک کتاب از «ذبیحالله منصوری» را نخواندهام ولی میبینم انبوه کتابهایش را که حجم قابل توجهی از نمایشگاههای کتابی را که گاه و بیگاه در این جا برگزار میشود، پُر میکند. و هجوم آدمهایی که (سرانه مطالعهشان یک کتاب در ماه هم نیست) جلوی میز کتابهای چاپِ قدیمی و ویرایشنشدهی «منصوری» ایستادهاند و چند جلد چند جلد میخرند و میبرند.
برای دانستن راز محبوبیت قلمش، سراغ این کتاب رفتم.
صفحهی 78
هرگز نسبت به کسی بخل و حسد نداشتهام، یعنی ناراحت نبودم که دیگری دارد و من ندارم. با وجود این که میتوانم رانندگی بکنم هرگز به فکر داشتن ماشین نیفتادهام. تنها یک حسادت بود و آن هم حسادت در علم است... یعنی هرگز نتوانستم تحمّل کنم که کسی بیش از من بداند. همیشه سعی کردهام در این مورد از دیگران جلوتر باشم.
صفحهی 80-81
به نظر بنده، زن قهرمان وجود ندارد. مثلاً بنده «مادام کوری» و یا آن زن فضانورد –ترشکوا- را قهرمان نمیدانم. به نظر من زن قهرمان زنی است که سه یا چهار بچّه را درست تربیت کند و تحویل اجتماع بدهد.
صفحهی 384
بیماری؛ بد چیزی است و عیادت برای بیمار، گاهی از دارو نیز مهمتر است.
صفحهی 390-391
در مورد «وصیّتنامه» عقیده داشت:
از مواردی است که آدمی به فکر فرو میرود، زیرا در زمان حیات، که برای حرف آدم، تره خُرد نمیکنند، چهطور میشود که پس از مرگ، خط او را بخوانند؟!
نوشتهی «اسماعیل جمشیدی»
نشر «زرین»

برای دانستن راز محبوبیت قلمش، سراغ این کتاب رفتم.
صفحهی 78
هرگز نسبت به کسی بخل و حسد نداشتهام، یعنی ناراحت نبودم که دیگری دارد و من ندارم. با وجود این که میتوانم رانندگی بکنم هرگز به فکر داشتن ماشین نیفتادهام. تنها یک حسادت بود و آن هم حسادت در علم است... یعنی هرگز نتوانستم تحمّل کنم که کسی بیش از من بداند. همیشه سعی کردهام در این مورد از دیگران جلوتر باشم.
صفحهی 80-81
به نظر بنده، زن قهرمان وجود ندارد. مثلاً بنده «مادام کوری» و یا آن زن فضانورد –ترشکوا- را قهرمان نمیدانم. به نظر من زن قهرمان زنی است که سه یا چهار بچّه را درست تربیت کند و تحویل اجتماع بدهد.
صفحهی 384
بیماری؛ بد چیزی است و عیادت برای بیمار، گاهی از دارو نیز مهمتر است.
صفحهی 390-391
در مورد «وصیّتنامه» عقیده داشت:
از مواردی است که آدمی به فکر فرو میرود، زیرا در زمان حیات، که برای حرف آدم، تره خُرد نمیکنند، چهطور میشود که پس از مرگ، خط او را بخوانند؟!
- ۹۰/۱۰/۲۱
یعنی :
اصولا زن قهرمان می تواند موجود باشد
اما تا حالا که نبوده !!!!!!
واقعاً