خوبان ز شش جهت
دوشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۰، ۰۲:۳۵ ق.ظ
با هم مأموریت آمدهایم. از همآن دم فرودگاه، کلّهاش مثل رادار میچرخد و نگاهش مانند هدفیاب فانتوم روی سوژهها قفل میکند.
زدم پشتش: «چشاتو درویش کن بچه!»
سرش را خاراند: «لامصّب، چه چیزایی! آدم از انتخابهای قبلیش پشیمون میشه!»
زدم پشتش: «چشاتو درویش کن بچه!»
سرش را خاراند: «لامصّب، چه چیزایی! آدم از انتخابهای قبلیش پشیمون میشه!»
- ۹۰/۰۷/۱۱