پریشانان، پری را می‌پرستند

با ماه‌رخی اگر نشستی، خوش باش

پریشانان، پری را می‌پرستند

با ماه‌رخی اگر نشستی، خوش باش

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

خوابم یا بیدارم

دوشنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۰، ۰۷:۱۶ ق.ظ
چند شب بعد طبق معمول تا دیروقت بیدار بودیم و بعد از نماز صبح خوابیدیم. تازه چشم‌مان گرم شده بود که صدای باز شدن درب خانه را شنیدیم، خودمان را زدیم به آن راه که اشتباه شنیده‌ایم. صدای قدم‌های توی حیاط که آمد از جای‌مان تکان نخوردیم که حتماً از خانه‌ی هم‌سایه است. صدای درب اتاق که بلند شد با خود گفتیم شاید دست‌گیره‌‌‌ی در خلاصی دارد!
صاحب‌خانه (که از مسافرت برگشته بود) که آمد تو، مثل فنر از جا پریدیم: «سلامٌ علیکم. خیلی خوش اومدین. سفر خوش گذشت ایشالّا؟!» طرف هم آقایی کرد و توی روی‌مان نگفت که: «به‌به! خوش‌خواب‌ها رو ببین! ما رو بگو خونه رو دست چه بپّاهایی سپردیم!»

  • مجتبی فرد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی