•• نععع!
• چه نَهِ زشتی گفتی.
•• نَهِ قشنگ نداریم، «نَه»ها؛ همهشون زشتند.
پینوشت: عنوان، هیچ ربطی به متن ندارد!
«اووه! از قطع رابطهی ما خیلی وقته که گذشته. خیلی.
یادم نمیآد سر چی دعوا کردیم، فقط هماین یادم مونده که حق با من بود!»
این قطعه؛ محبوبترین موسیقی بیکلامی است که دارم.
دونوازی سهتار و گیتار
اصلاً
به خاطر این، عاشق سهتار شدم و رفتم دنبال اینکه اصولاً سهتار و تار چه
فرقی با هم دارند که در آخر به خریدن یک سهتار ختم شد.
از توی یک
وبلاگ پیدایش کردم. مذمت کرده بود که چرا خارجی (ریچارد برومندان)، ساز
ایرانی میزند و ایرانی (آزاده دادور)، ساز خارجی و خودباختگی تا کجا؟!
گذاشتم
پشت وبخوانی پخش شود. گرم مطالعه بودم که تمام شد. سکوت. احساس کردم که
باید دوباره گوش بدهم. دوباره دکمه پخش را زدم و هنوز این دوباره ادامه
دارد.
می گویند سهتار برای یک نفر، زیاد و برای دو نفر، کم است. و باز
گفتهاند که سهتار؛ ساز تنهایی است. صدای سهتار در این قطعه مانند لطفی
است که ناگهانی به آدم میشود.
• چرا برگشتی دنبالم؟
•• حماقت، دلیل میخواد؟
•• نه، هماین که بلد نیستی جوابِ عاشقانه بدی کافیه!